بي تاب نواي سحر سازت
شعبده غزل هاي آوازت
بي خواب تبي كه داغ بر من
رنگدانه سرخ ناب بر من
بي حوصله هواي باران
رگبار سكوت تلخ ياران
من در وزش باد بودم
رازهاي صبا آگاه بودم
من به زير تيغ مهر بودم
زن بودم و زايش زمين بودم
قرباني مهر گاو اوژن
الهام شكوه عشق يك زن
يك لحظه نگاه من نكردم
پيچ و خم راه گم بكردم.
. . .