برايت سوغات از كوير
ستاره دوختم به چشمانم
و نگاهم را به پيشواز
بر جاده
رها كردم
ماهيان تشنه
مسافر حوض آسمان شدند
خورشيد كه خوابيد
تو هم بر موج ها بخواب
برق پولك شان
بر تو مي تابد
مسافر كويرم
نخل هاي سوخته
شن هاي روان
زمين ترك خورده
غرق در موج هاي خروشان درياچه نمك
با رقص آتش مست شدم
و ماهيان تشنه
مسافر حوض آسمان