تبليغاتX
نقش هاي سروده
شعر
 

هيرمند مي رفت و ياد هزاره ي اميد مي آورد

قايق ران مست

ناباورانه

پارو بر شن هاي روان كوير مي كوفت

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387ساعت 0:34  توسط فيروزه   | 

جاي خالي ات ، بر صفحه مونيتور

خيره به من مي نگرد

كليدهاي كيبورد، يخ هاي فاصله را

به جويبار واژه ها بدل كرده

من در قاب پنجره نشسته ام

دل تنگ آوازت

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آبان 1387ساعت 23:8  توسط فيروزه   | 

  

   شلاق طوفان ،  بر پيكر كاج بلند

   واژه هاي خيس ،  معوج  ،  زير سيلاب نگاهم

   دل نگران كلاغ خاطره ها  ،  در قاب پنجره

   پرهاي سياه  ،  باريده بر كف حياط

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 16:0  توسط فيروزه   |