هر روز
خواب هاي رنگين شبانه را
به دار بلند روزمرگي مي آويزم
تمام سهم من
الهام نقاشاني است
كه در نوازش رنگين دستانم غرق مي شوند
و رود نقش هاي يخ زده شان
جاري
تمام سهم من
لبخندي است
كه در آبشار شور چشمانم گم مي شود
و با زخمه هاي سازي آشنا
هم آغوش مي شوم
تمام سهم من
روياي شاعري است
كه هر شب
به روي سينه اش ، بال بسته
آوازي از جنس فيروزه مي خوانم