دايره اي مي چرخيد
شعر بر سقف اتاق
چونان گردونه مهر
و سنگ بزرگ يادمان
زير گنبد كلاه دراويش
خوابيده بود
.
مربع چهار ديوار
شعر مي خواند به راز
با عطر نفس هايي
كه موج مي زد
در فضايي رنگين
و عشق را ديده بود
RSS